کارایی سیاستگزار در بخش کشاورزی
به قلم استاد گرامی علی کیانی راد.
آیا اگر سیاستگزار در بخش کشاورزی بسیار دقیق، با درایت و با استفاده از بهینهترین ابزارها اقدام به سیاستگزاری در بخش کشاورزی( در طول زنجیره ارزش) نماید ولی کل نظام اقتصادی دچار مشکلات ساختاری اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... باشد باید سیاستگزار مورد شماتت قرارگیرد؟، یا سایر بخشها در قوه مجریه که هماهنگ با وی نبودهاند؟ قوه مقننه که وظیفه ریلگذاری برای حرکت قوه مجریه را برعهده دارد، یا قوه قضائیه که وظیفه حفظ حقوق همه ملت را دارد ،و یا مجموعه نظام؟
برای پاسخ به این سوال بهتر است ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که کارآیی سیاستگزار بخش کشاورزی چگونه اندازهگیری میشود؟
شاید بهتر باشد اصلاً به این موضوع بپردازیم که حمایت از بخش کشاورزی چگونه اندازه گیری میشود؟
معیارهای علمی مختلفی برای اندازه گیری حمایت از بخش کشاورزی و غذا ( تولیدکننده و مصرف کننده) وجود دارد.
از معیارهای حمایت مبتنی بر مزیتها ( ماتریس تحلیل سیاستی(PAM))، تا معیار حمایت مورد قبول سازمان جهانی تجارت( معیار تجمعی حمایت(AMS)) و پیشرفته ترین آنها که همان معیار کل حمایت از بخش کشاورزی و غذا(TSE) است که خود به سه جزء حمایت از تولید کننده(PSE)، حمایت از خدمات عمومی در حوزه کشاورزی و غذا(GSSE) و حمایت از مصرفکننده(CSE) تقسیم میشود.
حال برگردیم به سوال اصلی. سیاستگزاربخش کشاورزی در همه کشورهایی که توانستهاند جهش بزرگی در بخش کشاورزی و غذا ایجاد نمایند هدف از سیاستگزاری در این بخش را در دو هدف خلاصه نموده است.
اول حمایت جامع و کامل از تولیدکننده بخش کشاورزی بمنظور افزایش بهرهوری، کاهش هزینه تولید و بهبود کیفیت محصول تولیدی که این حمایت از طریق اتخاذ سیاستهای قیمتی( قیمت تضمینی و نه خرید تضمینی، حمایتهای مرزی، کشاورزی و تولید قراردادی، قیمتهای هدف و ...) و غیر قیمتی( سرمایهگذاری در زیرساختها، ترویج، تحقیق، آموزش، بازار و...) صورت میپذیرد،
و دوم حمایت هدفمند( تاکید میکنم هدفمند) از مصرفکننده محصولات کشاورزی و غذایی. این لفظ هدفمند بسیار مهم است و برمیگردد به واژه عدالت محوری که این روزها بسیار بر آن تاکید میشود. اماعدالت به معنی این است که همه مصرفکنندگان باید محصولات کشاورزی و غذایی را با کمترین قیمت دریافت کنند؟ آیا همه باید به یک میزان یارانه نقدی دریافت کنند و یا باید صرفاً دهکهای پایین درآمدی از حمایت محصولات غذایی و کشاورزی برخوردار شوند؟
اینجاست که اگر سیاستگزار بخش کشاورزی بسیار دقیق و بهینه در سیاستگزاری عمل نماید و در سطح کلان بدلایل گوناگون بخواهیم از همه مصرفکنندگان حمایت کنیم قطعاً کارآیی سیاستگزار در بخش کشاورزی پایین میآید.
ختم کلام اینکه فرآیندهای تصمیمگیری در سطح کلان برهیج بخشی به اندازه بخش کشاورزی تاثیر ژرف نمیگذارد. پس نیازمند تغییر نگرش به نحوه سیاستگزاری در طول زنجیره ارزش بخش کشاورزی هستیم و تا اقتصادکلان سامان نیابد و حمایت هدفمند سرلوحه تصمیمها قرار نگیرد نمیتوان به کارآیی سیاستگزاری دربخش کشاورزی دلخوش بود.
عضو هیات علمی موسسه پژوهشهای برنامهریزی،اقتصادکشاورزی وتوسعه روستایی
برچسب:
نویسنده: رادین میرزایی