چهجوری یک نفر میتونه از این لذت ببره که ساعت شش و نیم صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیداره شه، از تخت بخزه بیرون، لباس بپوشه، بهزور غذا بخوره، برینه، بشاشه، دندونها و موهاشو بشوره، و با ترافیک دست و پنجه نرم کنه تا برسه به مکانی که قراره توش واسه یک نفر دیگه کلی پول در بیاره، تازه کلی هم سپاسگزار باشه واسه موقعیتی که بهش داده شده؟
چارلز بوکفسکی
هزار پیشه
برچسب:
نویسنده: رادین میرزایی